درهای باز برای تروریست‌ها

  • کد خبر : 5235
  • ۱۵ آذر ۱۳۹۹ - ۵:۱۴
درهای باز برای تروریست‌ها

به گزارش شوش ۲۴ برای گردآوری خاطرات شهید شهریاری با دانشمندان هسته ای زیادی مصاحبه کردم.توی راهروی دانشکده قدم می زدم که یکی از دانشمندان که در لیست ترور بود با خنده به من گفت: مروتی! کار آینده داری انتخاب کرده ای چون همه ما را می‌زنند.  از دانشمندی که رزمنده دفاع مقدس هم بود،پرسیدم: شما دوستان […]

به گزارش شوش ۲۴ برای گردآوری خاطرات شهید شهریاری با دانشمندان هسته ای زیادی مصاحبه کردم.توی راهروی دانشکده قدم می زدم که یکی از دانشمندان که در لیست ترور بود با خنده به من گفت: مروتی! کار آینده داری انتخاب کرده ای چون همه ما را می‌زنند.  از دانشمندی که رزمنده دفاع مقدس هم بود،پرسیدم: شما دوستان زیادی را در دفاع مقدس از دست داده‌اید. شهادت دکتر شهریاری در مقایسه با آن شهادت‌ها چگونه بود؟ گفت: «مجید را که زدند، یک نفر را نزدند، یک لشکر ما را زدند!» به یاد دارم که روزی در اتاق کار یکی از دانشمندان هسته‌ای بودم که برایم تعریف کرد: چند روز قبل، یک نفر با شماره ناشناسی زنگ زد و من را تهدید کرد که اگر می‌خواهی خودت و خانواده‌ات در امان باشید، از هسته‌ای کنار بکش! من هم گفتم: تو مال این حرف‌ها نیستی و تلفن را قطع کردم. پشت میز کارش نشسته بود که رو به من گفت:همان‌ها حالا ایمیل تهدیدآمیز زده‌اند.بیا ایمیلشان را ببین. ایمیل،حاوی تصویر فتوشاپی از یکی از مجریان خبر بود که پشت سرش نوشته شده بود: دانشمند هسته‌ای به نام… ترور شد. به جای سه نقطه هم،اسم همان دانشمند را نوشته بودند که در محضرش بودم. زیر تصویر هم یک متن تهدیدآمیز ضمیمه شده بود، با این مضمون که ما مثل سایه دنبال توایم و مدام در تعقیب تو و تک‌تک اعضای خانواده‌ات هستیم. پشت تلفن، خیلی شجاعت به خرج دادی و بلبل‌زبانی کردی. منتظر عواقب برخوردت باش! یادم است وقتی که به یکی از دانشمندان هسته‌ای اطلاع دادند که از خانه محل زندگی‌اش صدای انفجاری شنیده شده، حالش به شدت دگرگون شد و گمان کرد خانواده‌اش مورد سوء‌قصد قرار گرفته‌اند. بعد مشخص شد که صدای انفجار، ناشی از ایراد موتورخانه بوده. از دانشمندان هسته ای محکم حفاظت کنید، حالا حفاظت از وزرا نبود هم نبود. ما وزیر زیاد داریم و کسی هم کاری به آنها ندارد. (نقل به مضمون، العهده علی الراوی) مسئول حراست با چه حسرتی تعریف می کرد که چقدر برای گرفتن ماشین ضدگلوله دویده است و به مقصد نرسیده. برای مصاحبه با شاگردهای شهید شهریاری به یک موسسه تحقیقاتی خاص رفتم. نگهبانی از من پرسید: خبرنگاری؟چون کارت خبرنگاری نداشتم گفتم: نه. رفتم داخل و مشغول مصاحبه شدم. آبدارچی محبت کرد و چای آورد. چای هنوز داغ بود که حراستی ها آمدند و من را بردند که به چه حقی مصاحبه می گیری؟ ماجرا را شرح دادم و درخواست کردم که: بگذارید مصاحبه را تکمیل کنم، سپس شما مصاحبه ها را از دستگاه ضبط کات کنید تا بروم و نامه بیاورم و مصاحبه ها را از شما بگیرم. همین کار را کردیم اما به لطف صنعت ریکاوری، صوت ها را بازیابی کردم و نیازی هم به نامه بردن نشد! از یکی از همکاران شهید شهریاری پرسیدم: آیا مقالات بین المللی شهید شهریاری از عوامل شناسایی او نبوده؟نظرم را تایید کرد و گفت: خودم چند سال بود که با همین ملاحظه، مقاله بین المللی ننوشته بودم، ولی از اول این ترم تحت فشار دانشگاه مجبور شدم چند مقاله بین المللی بدهم. آیا می دانستید که برخی در وزارت بعد از اینکه عاملان ترور شهدای هسته ای از جمله مازیار ابراهیمی را در عملیاتی پیچیده دستگیر کردند، دور افتادند تا از خانواده شهدای هسته ای امضا بگیرند برای نامه ای که گویا خودشان در تقدیر از عملکرد رشک برانگیز خودشان نوشته بودند؟! آیا می دانستید هر چقدر هم که خواهش کردند و واسطه فرستادند، همسر شهید شهریاری راضی نشد که آن نامه را امضا کند؟ راستی اصلا خبر داشتید که تنها راننده و محافظ شهید شهریاری، همان زمان ترور نوه داشت؟! راستی یادتان است که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اطلاعات دانشمندان هسته‌ای ایران را منتشر کرد؟ اصلا می دانستید که شهید رضایی‌نژاد دو هفته بعد از اینکه به یک سایت هسته‌ای رفته بود تا یک اخلالگر مغناطیسی را خنثی کند، توسط دوربین‌های آژانس، شناسایی و سپس ترور شد؟ آیا می دانستید که شهید احمدی روشن با یکی از ماموران آژانس، پس از بازنشسته شدنش چت کرده بود و آن مامور اعتراف کرده بود که تمام برندهای تاسیسات ایران را به آژانس گزارش داده تا دیگر هیچ یک از شرکت‌های دنیا، آن دستگاه‌ها را به ما نفروشند! آیا حواستان هست که یک مشت احمق بی شرف به همین آژانس دسترسی آنلاین شبانه روزی داده اند؟! آقایان مسئول! اگر خواستید حرف هایم را باور نکنید. اگر هم خواستید برایم پرونده درست کنید. مختار هم هستید که حرف هایم را در بولتن هایتان بیاورید، سپس طی مراسمی ناچ ناچ کنید؛ ولی بنده نمی توانم این را نگویم که«این ترورها بیش از آن که کار گرگ های فرامرزی باشد، کار موریانه های وطنیست»آقایان مسئول! بنده نمی توانم این را نگویم کهخاک بر سر بی لیاقتتان! چند سالی است که سعی می کنم در سالگرد شهادت دکتر مجید شهریاری،بروم امامزاده صالح (ع) و با آن مرد بزرگ تجدید میثاق کنم. فردا هم عمر و توفیقی باشد می روم. می روم با دلی تنگ، چشمی خیس و سینه ای که نمی دانید… گله خواهم کرد از آنها که هر سال با امام (ره) تجدید میثاق می کنند اما.رجانیوز

حسین مروتی

لینک کوتاه : http://shush24.ir/?p=5235

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.