رقابت قدرت‌های جهانی در غرب آسیا

  • کد خبر : 14607
  • 24 مهر 1404 - 23:11
رقابت قدرت‌های جهانی در غرب آسیا
تحولات اخیر در غرب آسیا بار دیگر نشان می‌دهد که این منطقه همچنان یکی از حساس‌ترین و راهبردی‌ترین حوزه‌های ژئوپلیتیکی جهان به شمار می‌آید. افزایش تنش‌ها میان ایران و رژیم صهیونیستی، از یک‌سو، و شکل‌گیری همکاری‌های منطقه‌ای جدید، از سوی دیگر، همگی در چارچوبی وسیع‌تر و تحت تأثیر سیاست‌های قدرت‌های فرامنطقه‌ای قابل تبیین است. در این میان، ایالات متحده، چین و روسیه به‌عنوان سه بازیگر اصلی نظام بین‌الملل، رقابتی فزاینده و چندوجهی را در عرصه‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی در پیش گرفته‌اند که بازتاب مستقیم آن در ساختار امنیتی و سیاسی غرب آسیا قابل مشاهده است. 

تحولات اخیر در غرب آسیا بار دیگر نشان می‌دهد که این منطقه همچنان یکی از حساس‌ترین و راهبردی‌ترین حوزه‌های ژئوپلیتیکی جهان به شمار می‌آید. افزایش تنش‌ها میان ایران و رژیم صهیونیستی، از یک‌سو، و شکل‌گیری همکاری‌های منطقه‌ای جدید، از سوی دیگر، همگی در چارچوبی وسیع‌تر و تحت تأثیر سیاست‌های قدرت‌های فرامنطقه‌ای قابل تبیین است. در این میان، ایالات متحده، چین و روسیه به‌عنوان سه بازیگر اصلی نظام بین‌الملل، رقابتی فزاینده و چندوجهی را در عرصه‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی در پیش گرفته‌اند که بازتاب مستقیم آن در ساختار امنیتی و سیاسی غرب آسیا قابل مشاهده است. 

 ۱. رقابت استراتژیک در غرب آسیا 

از منظر راهبردی، آمریکا غرب آسیا را همچنان به‌عنوان نقطه ثقل سیاست خارجی خود تلقی می‌کند؛ منطقه‌ای که کنترل آن به معنای تسلط بر بخش عظیمی از منابع انرژی جهان و مسیرهای حیاتی انتقال نفت و گاز است. واشنگتن بر این باور است که موفقیت در این حوزه نه‌تنها موجب تداوم سلطه اقتصادی و سیاسی این کشور می‌شود، بلکه می‌تواند به‌عنوان اهرمی برای مدیریت و پیروزی در دو بحران دیگر ــ اوکراین و تایوان ــ مورد بهره‌برداری قرار گیرد. به همین دلیل، سیاست آمریکا در قبال رژیم صهیونیستی نیز کاملاً مدیریت‌شده و هدفمند است؛ به‌گونه‌ای که تل‌آویو نمی‌تواند به‌صورت مستقل و «آتش به اختیار» علیه ایران عمل کند، بلکه ملزم به رعایت محدودیت‌های تعیین‌شده از سوی واشنگتن است.

در مقابل، چین و روسیه به هیچ‌وجه مایل به تحقق اهداف آمریکا در این منطقه نیستند. پکن در چارچوب ابتکار «کمربند و جاده» به دنبال ثبات نسبی و تضمین جریان انرژی ارزان از خلیج فارس است، در حالی‌که مسکو نیز در تلاش است تا با گسترش نفوذ نظامی و سیاسی خود، به‌ویژه از طریق محور سوریه–ایران، نقش موازنه‌گر در برابر حضور آمریکا ایفا کند. به‌عبارت دیگر، رقابت سه‌جانبه میان واشنگتن، مسکو و پکن، منطقه غرب آسیا را به صحنه‌ای از تداخل منافع ژئواستراتژیک تبدیل کرده است.

۲. رقابت اروپا و آمریکا بر سر بازارهای تسلیحاتی 

در کنار این رقابت‌های کلان، عامل دیگری نیز در تشدید بحران‌های منطقه‌ای نقش مهمی دارد: رقابت اقتصادی میان قدرت‌های غربی برای تصاحب بازارهای تسلیحاتی و انرژی. کشورهای اروپایی نظیر فرانسه، آلمان و بریتانیا در سال‌های اخیر با بحران‌های اقتصادی عمیق و کاهش نفوذ سیاسی در آفریقا مواجه شده‌اند. به‌ویژه فرانسه که پس از تحولات نیجر و مالی، دسترسی خود به منابع ارزشمند اورانیوم و طلا را از دست داده، اکنون به‌دنبال جبران این کسری از طریق صادرات سلاح است. از سوی دیگر، بریتانیا نیز با مشکلات اقتصادی و سیاسی جدی مواجه است که بر شدت تمایل این کشور به حضور فعال‌تر در بازارهای نظامی افزوده است. 

آمریکا نیز در همین مسیر حرکت می‌کند. تغییر رویکرد این کشور از «دفاع‌محوری» به «نظامی‌گری فعال» را می‌توان در بازتعریف مأموریت‌های پنتاگون و افزایش بودجه‌های دفاعی مشاهده کرد. در واقع، ایالات متحده با اتکا به صنایع نظامی و فروش تسلیحات، درصدد جبران بخشی از شکاف مالی و اقتصادی خود است. به بیان دیگر، «نظامی‌گری برای بقا» به یکی از مؤلفه‌های اصلی سیاست خارجی غرب تبدیل شده است. 

۳. پیامدهای منطقه‌ای و نگرانی کشورهای عربی 

در چنین شرایطی، کشورهای عربی منطقه غرب آسیا، هرچند از اختلافات ایران و رژیم صهیونیستی برای کسب امتیازات سیاسی بهره می‌برند، اما در مجموع تمایل چندانی به حذف ایران از معادلات امنیتی ندارند. تجربه دو دهه گذشته نشان داده است که توازن امنیتی بدون حضور ایران، به بی‌ثباتی گسترده و تهدید مستقیم منافع این کشورها منجر می‌شود. برآوردهای امنیتی نیز حکایت از آن دارد که بسیاری از دولت‌های عربی، ایران را به‌عنوان «سنگر اطمینان‌بخش» در برابر افراط‌گرایی و گسترش ناامنی در منطقه می‌شناسند. 

در عین حال، این کشورها به‌دلیل آسیب‌پذیری شدید اقتصادی، تمایل فراوانی به جلوگیری از بروز جنگ دارند. توقف گردشگری، آتش‌سوزی چاه‌های نفت، سقوط بازار سهام و اختلال در صادرات انرژی از جمله نگرانی‌های جدی دولت‌های منطقه است. با این حال، سیاست‌های تهاجمی غرب و رقابت برای فروش تسلیحات، احتمال کاهش تنش‌ها را کاهش داده و زمینه را برای بروز بحران‌های جدید فراهم کرده است. 

  ۴. جمع‌بندی 

در مجموع، تحولات غرب آسیا را باید در قالب دو روند کلان تحلیل کرد: نخست، رقابت ژئوپلیتیکی میان سه قدرت بزرگ جهانی (آمریکا، چین و روسیه) برای تثبیت یا تغییر نظم جهانی؛ و دوم، رقابت اقتصادی میان کشورهای اروپایی و آمریکا برای تصاحب بازارهای تسلیحاتی و منابع انرژی. حاصل این دو روند، تبدیل تدریجی جهان به یک «بشکه باروت ژئوپلیتیکی» است که هر جرقه‌ای در غرب آسیا می‌تواند انفجار آن را تسریع کند. 

در چنین شرایطی، تنش‌های میان ایران و رژیم صهیونیستی صرفاً بخشی از پازل بزرگ‌تر نزاع جهانی است که در آن، هر تصمیم و هر خطا می‌تواند ابعاد امنیتی، اقتصادی و انسانی گسترده‌ای به‌دنبال داشته باشد. کاهش این تنش‌ها، نیازمند اراده‌ای جهانی برای بازنگری در سیاست‌های تهاجمی و جایگزینی منطق گفت‌وگو به جای نظامی‌گری است؛ امری که در فضای رقابت‌های فزاینده کنونی، بیش از هر زمان دیگری دور از دسترس به نظر می‌رسد.

روح الله پورطالب / دانش آموخته دکتری جغرافیای سیاسی

لینک کوتاه : http://shush24.ir/?p=14607

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

[poll id="2"]