اختصاصی

موازنه جدید قدرت در غرب آسیا و بازتعریف موقعیت ژئوپلیتیکی ایران

  • کد خبر : 14636
  • 14 آبان 1404 - 17:33
موازنه جدید قدرت در غرب آسیا و بازتعریف موقعیت ژئوپلیتیکی ایران

روح الله پورطالب / دانش آموخته دکتری جغرافیای سیاسی تحولات ژئوپلیتیکی سال‌های اخیر در غرب آسیا، نشانه‌های آشکاری از گذار منطقه به نظم جدیدی دارد؛ نظمی که در آن، موازنه قدرت میان بازیگران اصلی تغییر کرده و نقش آمریکا و رژیم اسرائیل بیش از هر زمان دیگری به چالش کشیده شده است. در این میان، […]

روح الله پورطالب / دانش آموخته دکتری جغرافیای سیاسی

تحولات ژئوپلیتیکی سال‌های اخیر در غرب آسیا، نشانه‌های آشکاری از گذار منطقه به نظم جدیدی دارد؛ نظمی که در آن، موازنه قدرت میان بازیگران اصلی تغییر کرده و نقش آمریکا و رژیم اسرائیل بیش از هر زمان دیگری به چالش کشیده شده است. در این میان، ایران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی منحصربه‌فرد، توان دفاعی بومی و شبکه‌ای از روابط منطقه‌ای، جایگاهی کلیدی در این بازآرایی ژئوپلیتیکی یافته است.

۱. تداوم موقعیت ژئوپلیتیکی و نقش حیاتی ایران در معادلات انرژی

جغرافیای ایران همواره از عوامل اصلی شکل‌دهنده موازنه قدرت در منطقه بوده است. قرارگیری در مجاورت خلیج فارس، تسلط بر تنگه هرمز و نزدیکی به مرکز صادرات انرژی جهانی، جایگاه راهبردی ایران را تثبیت کرده است.
این موقعیت نه‌تنها بعد اقتصادی دارد، بلکه در عرصه امنیت منطقه‌ای نیز نقش بازدارنده‌ای ایفا می‌کند. کنترل و ثبات در مسیرهای انرژی، برگ برنده‌ای برای ایران در تعاملات سیاسی با قدرت‌های جهانی محسوب می‌شود.

افزون بر این، عمق ژئوپلیتیکی ایران از طریق گسترش محور مقاومت و حضور مؤثر نیروهای هم‌پیمان در مناطق راهبردی همچون باب‌المندب و شرق مدیترانه، ابعاد جدیدی یافته است. این تحولات نشان می‌دهد که تهران تنها در قلمرو سرزمینی خود تعریف نمی‌شود، بلکه در چارچوبی فرامنطقه‌ای، قدرت اثرگذاری دارد.

۲. شکل‌گیری موازنه بازدارندگی در برابر رژیم اسرائیل

در معادلات امنیتی منطقه، تحولات اخیر نشان دادند که مفهوم قدرت نظامی دیگر صرفاً در برتری هوایی یا فناوری تسلیحاتی خلاصه نمی‌شود. پاسخ متقابل ایران به تجاوزات رژیم صهیونیستی، نمونه‌ای از این واقعیت است که توازن جدیدی در بازدارندگی منطقه‌ای پدید آمده است.

ایران با اتکا به توان موشکی، شبکه پدافند بومی و قدرت واکنش در عمق سرزمین‌های دشمن، نشان داد که می‌تواند معادله امنیتی را تغییر دهد. این وضعیت، رژیم اسرائیل را از «کنشگر مهاجم» به «کنشگر محتاط» بدل کرده و برای نخستین بار، احساس آسیب‌پذیری را در ساختار دفاعی تل‌آویو تثبیت کرده است.

۳. فروپاشی تدریجی پروژه‌های آمریکا در خاورمیانه

راهبرد ایالات متحده برای بازسازی نظم منطقه‌ای، به‌ویژه از زمان شکل‌گیری «پیمان ابراهیم»، با بن‌بست مواجه شده است. پروژه عادی‌سازی روابط برخی کشورهای عربی با رژیم اسرائیل، نه‌تنها به تحقق ثبات نینجامید، بلکه موجب افزایش شکاف میان دولت‌ها و ملت‌های عرب شد.
افکار عمومی جهان عرب پس از جنایات گسترده در غزه، دیگر پذیرای این روند نیستند و هرگونه همگرایی با رژیم صهیونیستی را خیانت به مسئله فلسطین می‌دانند. حتی بازیگران کلیدی منطقه نیز اعلام کرده‌اند که بدون تحقق راه‌حل دوکشوری، حاضر به شناسایی این رژیم نخواهند بود.

در نتیجه، طرح‌های آمریکا برای هژمونی پایدار در خاورمیانه عملاً بی‌اثر شده‌اند و قدرت نرم واشنگتن در جهان اسلام به‌شدت تضعیف گردیده است.

۴. انزوای تاریخی رژیم صهیونیستی و تحولات افکار عمومی جهانی

رژیم اسرائیل امروز در انزوای بی‌سابقه‌ای قرار دارد. از یک‌سو در عرصه منطقه‌ای با محور مقاومت مواجه است و از سوی دیگر، در سطح جهانی با تحول بنیادین در افکار عمومی روبه‌روست.
اکثریت نسل جوان غرب، به‌ویژه در اروپا و آمریکای شمالی، با سیاست‌های تل‌آویو و حمایت‌های بی‌قید و شرط واشنگتن از آن مخالف‌اند.
این دگرگونی نسلی، نظم رسانه‌ای و روایی گذشته را در غرب متزلزل کرده است؛ نسلی که دیگر روایت رسمی رسانه‌های صهیونیستی را نمی‌پذیرد و مسئله فلسطین را از منظر عدالت انسانی و نه صرفاً منازعه سیاسی می‌نگرد.

چنین تحولی، هزینه‌های بلندمدتی برای آمریکا و متحدانش به همراه خواهد داشت و بر روند سیاست خارجی غرب در خاورمیانه تأثیرگذار خواهد بود.

۵. تغییر اولویت‌های غرب و پیامدهای راهبردی برای ایران

در شرایط کنونی، اولویت اصلی سیاست خارجی ایالات متحده نه خاورمیانه، بلکه مهار چین و روسیه است. بااین‌حال، واشنگتن همچنان از ابزار انرژی برای فشار غیرمستقیم بر رقبا استفاده می‌کند.
سیاست کنترل منابع انرژی خلیج فارس، بخشی از طرح کلان آمریکا برای محدودسازی توان اقتصادی چین است؛ و در این میان، ایران و ونزوئلا نیز به دلیل استقلال در تصمیم‌گیری، در معرض فشارهای فزاینده قرار دارند.

با این حال، ایران از مزیت مهمی برخوردار است: توان موازنه‌سازی مستقل و ارتباط راهبردی با قدرت‌های شرقی. همکاری‌های فزاینده با چین و روسیه در قالب ابتکارات اقتصادی و امنیتی، بخشی از تلاش تهران برای حضور فعال در نظم چندقطبی در حال شکل‌گیری است.

۶. نتیجه‌گیری: ایران، بازیگر کلیدی نظم نوین منطقه‌ای

تحولات اخیر نشان می‌دهد که موازنه قدرت در غرب آسیا وارد مرحله‌ای تازه شده است. ایران توانسته با ترکیبی از قدرت نظامی، دیپلماسی منطقه‌ای و هوشمندی ژئوپلیتیکی، جایگاه خود را به‌عنوان قدرتی موازنه‌ساز تثبیت کند.
در مقابل، رژیم صهیونیستی در انزوای سیاسی و اخلاقی، و ایالات متحده در بن‌بست راهبردی قرار گرفته‌اند.

به نظر می‌رسد نظم آینده خاورمیانه، دیگر بر محور هژمونی غرب شکل نخواهد گرفت؛ بلکه بر اساس موازنه‌های بومی، همگرایی‌های شرقی و بازدارندگی هوشمند ایران، ساختار جدیدی از امنیت و ثبات منطقه‌ای در حال تکوین است.

لینک کوتاه : http://shush24.ir/?p=14636
  • نویسنده : روح الله پورطالب / دانش آموخته دکتری جغرافیای سیاسی
  • ارسال توسط :
  • 63 بازدید
  • بدون دیدگاه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

[poll id="2"]