جنگ ۱۲ روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی، علاوه بر نبرد سخت نظامی، مصداقی روشن از «جنگ ترکیبی» بود که عرصههای رسانهای و فضای مجازی را نیز شامل میشد. در این مقطع حساس، رسانهها و شبکههای اجتماعی نه تنها اطلاعرسانی را بر عهده داشتند، بلکه به عاملی مؤثر در انسجام ملی، تقویت سرمایه اجتماعی و مدیریت افکار عمومی تبدیل شدند. بررسی عملکرد رسانهها در این دوره، اهمیت نقش آنها در دفاع غیرمستقیم و مقابله با عملیات روانی دشمن را آشکار میکند.
جنگ ترکیبی: همزمانی نبرد سخت و نرم
برخلاف جنگهای گذشته که غالباً در میدانهای فیزیکی محدود میشدند، جنگ ۱۲ روزه نمونهای از نبرد ترکیبی بود؛ نبردی که در آن عملیات روانی و رسانهای بهطور موازی و هماهنگ با حملات نظامی انجام شد. پدافند و آفند رسانهای بهصورت شبانهروزی فعال بود و روایتهای متضاد داخلی و بینالمللی به شکل لحظهای شکل میگرفت. این تجربه نشان داد که پیروزی در عرصه رسانهای میتواند تأثیر مستقیم بر نتیجهگیری اجتماعی و روانی مردم داشته باشد.
شبکههای اجتماعی؛ ابزار عملیات روانی و اطلاعرسانی
شبکههای اجتماعی داخلی و خارجی، عرصهای مهم برای انتشار پیامها، بسیج افکار عمومی و هدایت عملیات روانی بودند. این پلتفرمها، چه بهصورت مستقیم و چه بهصورت غیرمستقیم، به جبههای از نبرد دشمن تبدیل شدند. با این حال، تحلیل کارشناسان رسانه نشان میدهد که تهدیدات اطلاعاتی محدود به این شبکهها نیست و تجهیزات سختافزاری و زیرساختهای ارتباطی نیز ظرفیت استخراج حجم وسیعی از اطلاعات کاربران را دارند.
اینترنت؛ ابزار اصلی اجرای عملیات دشمن
یکی از شاخصترین درسهای این دوره، کاهش محسوس عملیاتهای روانی دشمن پس از محدودیت دسترسی به اینترنت بود. این موضوع نشان میدهد که اینترنت مهمترین ابزار دشمن برای عملیات روانی و رسانهای است. بنابراین، مدیریت علمی و مدرن فضای مجازی، همراه با اقدامات پدافند غیرعامل، میتواند از سوءاستفادهها جلوگیری کند و در عین حال، امکان اطلاعرسانی شفاف و پاسخگویی به مخاطبان را فراهم سازد.
رسانههای داخلی و انسجام ملی
عملکرد رسانههای داخلی در جنگ ۱۲ روزه، نقش مهمی در تقویت سرمایه اجتماعی و انسجام ملی ایفا کرد. براساس گزارشها و اظهارات مسئولان از جمله سعید اوحدی، رئیس بنیاد شهید، رسانههای داخلی با روایتدهی دقیق و پوشش مستند اخبار توانستند اختلافات سیاسی و اجتماعی را در شرایط بحران موقتاً کاهش داده و همبستگی مردم را افزایش دهند. همچنین شهادت ۱۴ خبرنگار در این دوران نشاندهنده اهمیت و مخاطرهپذیری فعالیت رسانهای در شرایط بحرانی است و ضرورت حمایت از امنیت خبرنگاران را یادآور میشود.
ضعف جریانهای بینالمللی و اهمیت روایت ملی
در مقابل، سکوت یا کندی برخی نهادها و رسانههای بینالمللی نسبت به جنایات و تحولات منطقه، فضای مناسبی برای شکلگیری روایتهای تحریفشده فراهم کرد. رسانههای داخلی با ارائه روایت مستند و تحلیلهای دقیق، توانستند اعتماد مخاطب را جلب کرده و جایگاه خود را در رقابت روایتها حفظ کنند.
ضرورت ایجاد شبکه اجتماعی داخلی متمرکز
پراکندگی پلتفرمهای داخلی، گاهی باعث سردرگمی کاربران و کاهش اثرگذاری رسانهها شد. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که سرمایهگذاری متمرکز بر یک یا چند شبکه اجتماعی امن و کاربرپسند، ضمن پاسخگویی به نیازهای کاربران، ظرفیت پدافند رسانهای را در شرایط بحرانی افزایش میدهد.
مدیریت یکپارچه و ستاد فرماندهی فضای مجازی
سه نهاد کلیدی شامل وزارت ارتباطات، شورای عالی فضای مجازی و سازمان پدافند غیرعامل کشور مسئول ساماندهی فضای مجازی داخلی هستند. ایجاد یک ستاد فرماندهی مستقل و متمرکز میتواند موجب مدیریت بهتر منابع، پهنای باند و اطلاعات، و افزایش اثرگذاری رسانههای داخلی شود.
جمعبندی
تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که:
- رسانههای داخلی میتوانند محور انسجام ملی و روایتسازی دقیق در بحرانها باشند.
- مدیریت حرفهای فضای مجازی و اقدامات پدافند غیرعامل، لازمه مقابله با عملیات روانی دشمن است.
- ایجاد شبکه اجتماعی داخلی متمرکز، همراه با مدیریت ستادی، ظرفیت دفاع رسانهای کشور را افزایش میدهد.
- ارتقای سواد رسانهای و آگاهی عمومی، مکمل زیرساختهای فنی برای مقابله با تهدیدات اطلاعاتی است.
روح الله پورطالب / دانش آموخته دکتری جغرافیای سیاسی
