شهر من شوش(۱۰)

  • کد خبر : 13265
  • 27 مرداد 1402 - 22:37
شهر من شوش(۱۰)

به گزارش شوش۲۴، دگله:خیاطی در شوش قدیم تنها در داشتن یک چرخ خیاطی خلاصه می شد.کار خیاطان در آن زمان، دوختن لباس های سنتی مردانه و زنانه بود.این خیاطان، مرد و مهاجر دزفول بودند. یکی از انواع لباس هایی که می دوختند” دگله” نام داشت و خیاط معروف آن را “دگله دوز” می نامیدند که […]

به گزارش شوش۲۴، دگله:خیاطی در شوش قدیم تنها در داشتن یک چرخ خیاطی خلاصه می شد.کار خیاطان در آن زمان، دوختن لباس های سنتی مردانه و زنانه بود.این خیاطان، مرد و مهاجر دزفول بودند.

یکی از انواع لباس هایی که می دوختند” دگله” نام داشت و خیاط معروف آن را “دگله دوز” می نامیدند که تخصصی محسوب می گشت.

این لباس، مردانه بود.شکل آن شبیه دشداشه اما کوتاه تر از آن و نیز گشاد تر بود.آستین های بلندی داشت و رنگ پارجه آن ثابت و بیشتر، تیره رنگ به خصوص قهوه ای و دستمزد دوخت آن از سایر لباس های مردانه بیشتر بود

۷۴-سر او خرون:شوش قدیم و بعد از دوره کاروانسرایی که به ساخت خانه های گلی تعلق داشت، فاقد وسایل حمل و نقل مصالح بود.از این نظر، الاغ مورد استفاده قرار می گرفت.

یکی از بناهای معروف آن زمان به نام استاد مجید یا همان مجید گل کش، برای کار خود چند الاغ داشت تا با جا به جایی گل ها، در امر خانه سازی به او کمک کنند.

مواظبت از الاغ ها که بیشتر با لفظ خرها از آن ها یاد می شد نیز مسئله ای خاص بود.این مهم به خصوص در شوشی که لوله کشی آب نداشت، کار را به سمت شاوور می کشاند.

ساحل شاوور آن زمان یکدست نبود و رفع تشنگی خرها، مکانی را می طلبید که پایین و هم سطح رودخانه باشد.ابن محل که “سر او خرون” یا محل آب خوردن الاغ ها نام داشت، باعث ورود این حیوان ها و سیراب شدن می گشت

محل امروز این مکان، پل دوم عابر پیاده حرم، کنار رود شاوور و روبروی خانه مسکونی آن زمان استاد مجید امینی پور بود.

۷۵-سر او حسن گامیشی:در کنار رودخانه شاوور، محل هایی قرار داشت که مناسب شنا کردن جوان های آن زمان بود.این مکان ها که زیاد نبودند به سر او(سر آب) معروف بودند.

یکی از این مکان ها که مناسب شیرجه زدن هم بود، بالاتر از حرم و روبروی خانه حسن ملنگ معروف به حسن گامیشی قرار داشت.او گاومیش های خود را در رودخانه رها می کرد تا از گرما رهایی یابند.

به همین دلیل این محل را” سر او حسن گامیشی” می گفتند که در فصل تابستان به خصوص ظهرها، خیلی شلوغ بود.محل امروز ابن مکان، چند متر بالاتر از فروشگاه فرهنگیان و بالاتر از کوچه جنب آن است.

۷۶-گرداب طلسم:بالا تر از حرم و پایین تر از پل فرمانداری امروز، در میان رودخانه شاوور گرداب سختی به نام” گرداب طلسم” بود که عمیق و دوران تندی داشت.

کسانی که فن شنا را می دانستند، با ورود در آن و به مدت کوتاهی که دور می خوردند، از آن خارج می شدند اما افرادی که شناگر نبودند اگر گرفتار آن می شدند، بدون شک غرق شده و جنازه آن ها بعد از چند روز یافت می شد.

۷۷-گرداب آخراسفالت:مشابه گرداب طلسم، پایین شوش، و بعد از گدار آخراسفالت، گرداب ملایمی وجود داشت که خطر مرگ به همراه نداشت.این مکان که به گرداب”آخراسفالت”، یا گرداب آسیاب ها معروف بود، تفریحگاه محسوب می شد.

ورود به آن برای افرادی که شنا نمی دانستند خسته کننده بود اما برای شناگران، نوعی زنگ تفریح محسوب می شد زیرا مانند چرخ و فلک عمل می کرد.

۷۸-گو دون:در زمان هایی که شوش، فاقد اداره ای به نام شهرداری بود، مردم از بابت جمع آوری زباله ها در مضیقه بودند.به همین منظور، در دو قسمت از شهر، مناطقی برای انباشت آن ها ایجاد شد.

یکی از این قسمت ها، پایین پله های حرم و نزدیک شاوور، قرار داشت.به چنین مکان هایی به زبان محلی “گودون” می گفتند.این مکان را مردم به صورت خود جوش ایجاد تا کسانی مجبور به ریختن آشغال به درون رودخانه نشوند.

با وجود گودون ها، محل انباشت پسماندها مشخص و مانعی در آلودگی رودخانه می گشت زیرا در موارد بسیاری از جمله آب آشامیدنی، از شاوور استفاده می شد.البته هر چند وقتی، با آتش زدن گودون ها، از حجم آن ها کاسته می شد.

۷۹-کنار حشره:شوش دهه بیست و سی که تا حدودی خالی از سکنه بود، دارای درخت های کنار فراوانی بود که بعضی از آن ها قدمت زیادی داشتند.بعد از ورود تدریجی مردم، هر کناری به نامی مشهور گشت.

کنار عبدالله بن علی یا کنار مش رجب، برای نشان دادن محل های آن ها، نامگذاری می شد اما یکی از قطورترین این کنارها، “کنار حشره” نام داشت که نزدیک رودخانه شاوور بود.

قطوری آن به اندازه ای بود که اگر سه نفر دست های خود را حلقه وار به هم می گرفتند، قادر به بغل کردن آن نبودند.جالب اینکه، علی رغم این تنومندی، میوه های آن ریز اما خوشمزه بودند.

اینکه چرا به این نام معروف بود، به این دلیل که زنی به نام حشره، در هنگام چرای گوسفندان خود، آن ها را زیر این درخت، استراحت می داد و خود ساعت ها زیر آن می خوابید.اگر جایگاه دقیق آن را بتوان تعیین کرد باید محل اداره اوقاف را نام برد.امروز هیچ اثری از آن نیست.

۸۰-سنگ مراد:در درون حرم، داخل حیاط و روبروی کفشکنی، سنگی مخروط شکل وجود داشت که به آن “سنگ مراد” می گفتند.بر روی این سنگ، چند سنگ سوراخ دار پهنی بودند که متحرک می گشتند.

زن هایی که مرادشان، حامله شدن بود، بر روی آن می نشستند، پاها را آویزان کرده، می چرخیدند و بدین شکل طلب خود را مطرح می کردند.

سنگ بزرگ ثابت بود اما خادمین حرم، سنگ های کوچک را به درون می بردند و تنها هنگام مراجعه زن ها، روی سنگ بزرگ قرار می دادند.

نویسنده: جعفر دیناروند

لینک کوتاه : http://shush24.ir/?p=13265

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 4در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۴
  1. باید از کوشش های شما در انتشار تاریخ قدیم شوش و آگاهی بخشی، قدردانی نمود.

  2. باید از کوشش های شما در انتشار تاریخ قدیم شوش و آگاهی بخشی، قدردانی نمود.

  3. از اطلاع رسانی خبرگزاری شما قدردانی می شود.آگاهی های تاریخی، تجربه آموزی است.

  4. واژه های قدیمی را باید آمو خت.آن ها حاصل تحربه بزرگان ما هستند

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

[poll id="2"]